دانلود رمان سایه ی بی پروای ترس

اين رمان که در ژانر هاي ترسناک،تخیلی قرار دارد توسط" EYNA.SH " در 256 صفحه نوشته شده و توسط " سحر & sepideh.bhz " ویراستاری شده است و امروز براي شما عزيزان بر روي سايت "رمان سه" براي دانلود قرار داده شده است.قسمتی از رمان : شايد آن چشمان يک دست مشكیاش تنها راه چارهای برای فرار از افكار…

کانال تلگرام رمان سه

ميزکار

ورود کاربران
نام کاربری :
رمز عبور :


عضويت سريع
نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : *کد امنیتیبارگزاری مجدد

جستجو

خبرنامه

براي اطلاع از آپديت شدن سايت در خبرنامه سايت عضو شويد تا جديدترين مطالب به ايميل شما ارسال شود

دانلود رمان سایه ی بی پروای ترس

دانلود رمان,دانلود رمان جدید ,دانلود رمان عاشقانه ,دانلود رمان ایرانی

اين رمان که در ژانر هاي ترسناک،تخیلی قرار دارد توسط" EYNA.SH " در 256 صفحه نوشته شده و توسط " سحر & sepideh.bhz " ویراستاری شده است و امروز براي شما عزيزان بر روي سايت "رمان سه" براي دانلود قرار داده شده است.

قسمتی از رمان :

شايد آن چشمان يک دست مشكیاش تنها راه چارهای برای فرار از افكار پوچ و بيهوده در ذهنم بود . متيو دستم را كشيد و با تعجب پرسيد : به چی خيره شدی؟دستم را از دستش بيرون كشيدم و نگاه خيره ام را از چشمان النا گرفتم و به آرامی گفتم :  بی خيال! راستی برام تعريف نكردی كه ديشب كجا بودين؟متيو با شنيدن حرفم يک تای ابرويش را بالا برد :  چی؟ منظورت رو نمیفهمم! ما همگی ديشب داخل خوابگاه بوديم .

 

با شنيدن حرفش لبخند پريشانی بر لبم نشاندم:  داری شوخی میكنی نه؟ هی مثل اين كه تو داری باهام شوخی میكنی! همه ديشب توی ساختمون بوديم، حتی خودت هم با ما بودی دختر ! با چشمانی گرد شده به چهره خندان متيو خيره شدم، مگر من داخل زيرزمين نبودم؟ اميدوارم كه اين موضوع تنها يک توهم بوده باشد . با صدايی لرزان زمزمه كردم : مطمئنی كه من اونجا بودم؟ متيو لبخند كجی زد و با صدای آرامی زمزمه كرد : نگو كه اون تو نبودی، شايد يه روح خبيث خودش رو به شكل تو در آورده...

لینک دانلود بنابر درخواست نویسنده رمان حذف گردید.

آموزش دانلود :

ابتدا روی دانلود رمان کلیک کنید،بعد در صفحه ی باز شده بر روی دانلود عادی کلیک کرده و در ادامه روی لینک دانلود کلیک کنید تا دانلود آغاز شود.

 

توجه لطفا در تلگرام عضو شوید

سه شنبه 11 مهر 1396 - 18:17
تعداد بازديد : 137

بخش نظرات اين مطلب

eyna
اين نظر توسط eyna در تاريخ 1396/9/22 و 19:51 دقيقه ارسال شده است :
سلام ، وقت بخير ...
من نويسنده اين رمان هستم و قصد چاپ اين رمان رو دارم به همين دليل رمان رو از سايت اصلي حذق كردم .
ممنون ميشم اگه مديران محرتم اين رمان رو از داخل سايت بردارن .
با تشكر
پاسخ : سلام وقت بخیر چشم رسیدگی میشود
نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:):(;):D;)):X:?:P:*=((:O@};-:B/:):S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟[حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی

آمار

آمار مطالب
کل مطالب : 386
کل نظرات : 16
آمار کاربران
افراد آنلاين : 33
تعداد اعضا : 34
آمار بازديد
بازديد امروز : 12
بازديد ديروز : 7,098
ورودي امروز گوگل : 1
ورودي گوگل ديروز : 1603
آي پي امروز : 5
آي پي ديروز : 1747
بازديد هفته : 12
بازديد ماه : 83,288
بازديد سال : 83,288
بازديد کلي : 190,466
اطلاعات شما
آي پي : 54.227.6.156
مرورگر :
سيستم عامل :
امروز : دوشنبه 02 بهمن 1396

آرشيو