دانلود رمان خاطرات خوب دیروز

اين رمان که در ژانر هاي عاشقانه،اجتماعي قرار دارد توسط" زینب رحیمی " در 216 صفحه نوشته شده است و امروز براي شما عزيزان بر روي سايت "رمان سه" براي دانلود قرار داده شده است.قسمتی از رمان : - به کمک وحید بلند شدم و به سمت اتاق خواب رفتیم. گوشیم رو خاموش کردم تا خیالم از جانب سیاوش راحت باشه.…

کانال تلگرام رمان سه

ميزکار

ورود کاربران
نام کاربری :
رمز عبور :


عضويت سريع
نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : *کد امنیتیبارگزاری مجدد

جستجو

خبرنامه

براي اطلاع از آپديت شدن سايت در خبرنامه سايت عضو شويد تا جديدترين مطالب به ايميل شما ارسال شود

دانلود رمان خاطرات خوب دیروز

اين رمان که در ژانر هاي عاشقانه،اجتماعي قرار دارد توسط" زینب رحیمی " در 216 صفحه نوشته شده است و امروز براي شما عزيزان بر روي سايت "رمان سه" براي دانلود قرار داده شده است.

قسمتی از رمان :

- به کمک وحید بلند شدم و به سمت اتاق خواب رفتیم. گوشیم رو خاموش کردم تا خیالم از

جانب سیاوش راحت باشه. چطور صداش رو نشناختم؟ انقدر برام غریبه شده؟ دستای وحید دور

کمرم حلقه شد اما حسی نداشتم. دوباره ذهنم کشیده شد سمت سیاوش و خاطراتمون. دوباره

شدم همون زهرای سابق و بی روح گذشته. دوباره فکر و خیال سیاوش برگشته بود به ذهن و

قلبم. دوباره داشتم به وحید خیانت میکردم. اشکام سرازیر شد. خدای من باید چکار کنم؟

سیاوش چرا برگشته؟ مگه ازدواج نکرده بود؟ مگه از من نگذشت؟ مگه نگفت بازیچش بودم؟ حالا

واسه چی برگشته؟ یاد روز خواستگاریم با وحید افتادم. گفت هیچ وقت بهش دروغ نگم. ولی من

توی تمام این مدت با دروغ و پنهون کاری وحید رو برای خودم حفظ کردم. چرا احتمال ندادم که

بالاخره رازام فاش میشه؟ چرا یه درصدم احتمال ندادم تمام حقیقت آشکار میشه؟ اگه وحید همه

چیز رو بفهمه چکار میکنه؟ رهام میکنه؟ نه نه امکان نداره. وحید گفت اگه ازم متنفر هم بشه ،

هرگز رهام نمیکنه. اما اگه مرد زندگیم تمام عشق و علاقش به نفرت تبدیل بشه ، من باید چکار

کنم؟ برگشتم سمت وحید. خوابش برده بود. با دیدن صورت معصومش اشکام شدت گرفت. خدایا

من نمیتونم از مرد زندگیم بگذرم. من نمیتونم از عشقم بگذرم. من نمیتونم وحید رو از دست بدم.

باید هر کاری که میتونم برای بسته نگه داشتن دهن سیاوش انجام بدم. اجازه نمیدم قلب و روح و

احساس وحید رو خرد کنه. اجازه نمیدم غرورش رو بشکنه. اجازه نمیدم ذهنیتش رو نسبت به

من عوض کنه ... تا خود صبح چشم روی هم نزاشتم. از استرس و نگرانی حالت تهوع هم بهم

 

دست داده بود. عصبی میز صبحونه رو چیدم و رفتم وحید رو صدا زدم.

لینک دانلود به درخواست صاحب اثر حذف گردید

آموزش دانلود :

ابتدا روی دانلود رمان کلیک کنید،بعد در صفحه ی باز شده بر روی دانلود عادی کلیک کرده و در ادامه روی لینک دانلود کلیک کنید تا دانلود آغاز شود.

 

توجه لطفا در تلگرام عضو شوید

سه شنبه 18 مهر 1396 - 17:24
تعداد بازديد : 191

بخش نظرات اين مطلب

کامیار
اين نظر توسط کامیار در تاريخ 1396/7/18 و 17:46 دقيقه ارسال شده است :
سلام وب زیبایی دارید ... تبادل بنر میکنید؟؟؟(همچنین تبادل لینک)
وبسایت من امار بازدید خوبی داره اگه خواستی اطلاع بده تا همکاری کنیم تا هردوتامون سود ببریم
sideme.rozblog.com
پاسخ : سلام
ممنون
نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:):(;):D;)):X:?:P:*=((:O@};-:B/:):S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟[حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی

آمار

آمار مطالب
کل مطالب : 369
کل نظرات : 15
آمار کاربران
افراد آنلاين : 4
تعداد اعضا : 32
آمار بازديد
بازديد امروز : 1,083
بازديد ديروز : 5,977
ورودي امروز گوگل : 139
ورودي گوگل ديروز : 1129
آي پي امروز : 383
آي پي ديروز : 1414
بازديد هفته : 23,761
بازديد ماه : 70,735
بازديد سال : 70,735
بازديد کلي : 177,913
اطلاعات شما
آي پي : 23.22.240.119
مرورگر :
سيستم عامل :
امروز : شنبه 30 دی 1396

آرشيو